سه شنبه, 18 خرداد 1395 ساعت 11:38

سر سفره خدا

نمره شما
(289 رای)
احسان می‌خواهد برای اولین بار روزه بگیرد. او متوجه می‌شود که خانۀ روبه‌رو استودیوی برنامۀ «سر سفرۀ خدا» است، پس به استودیو آمده و در اجرای برنامه با مجری همکاری می‌کند.

آنها میهمانان مختلفی را دعوت کرده و گفتگوی دوستانه‌ای با آنها بر سر سفرۀ سحری انجام می‌دهند. روزهای بلند و گرم، روزه گرفتن را برای آدم‌بزرگ‌ها هم سخت می‌کند، پس دختر خانم‌ها و آقا پسرهایی که برای اولین بار روزه می‌گیرند، مهمان ویژه و عزیزكرده در ماه میهمانی خدا محسوب می‌شوند.
در این برنامۀ زندۀ ویژۀ سحرهای ماه مبارك رمضان «حامد مدرس» به عنوان مجری و «احسان مهدی» به عنوان بازیگر ایفای نقش می‌کنند. برنامۀ «سر سفرۀ خدا» (ویژه روزه اولی‌ها) در گروه كودك شبكه كودك و نوجوان، كانال نهال تولید شده است. آیتم خداحافظ، كليپ يا رب، سلام به امام رضا، آيتم فانوس، دعای روز، آیتم خوش به حال ما و كليپ امام زمان به همراه پخش تلاوتی چند از کلام الله مجید و اذان صبح به افق تهران، آیتم‌های ویژۀ این برنامه هستند. تیتراژ آغازین برنامه که برای بزرگسالان یادآور خاطرات کودکی آنهاست بازخوانی آهنگ زیبای مرغ سحر است. در آیتم خداحافظ، بچه‌ها هر روز با یک صفت بد خود خداحافظی می‌کنند و ما هم سعی می‌کنیم همگام با آنها از صفات بدمان خداحافظی کرده تا در ماه مبارک رمضان پاک و مطهر شویم. در بخش فانوس، آقای «رضا فیاضی» برای ما قصه‌هایی در رابطه با انبیاء و اولیاء خدا می‌خواند و ما را با زندگی آنها آشنا می‌کند. در آیتم دعای روز، دعای مربوط به آن روز ماه مبارک رمضان با یک ترجمۀ ساده و روان توسط کودکان خوانده می‌شود. آیتم خوش به حال ما، از زبان کودکان روزه اولی است که احساس خود را از اینکه می‌توانند در میهمانی خدا شرکت کنند بیان می‌کنند. در بخشی دیگر به نام خوشمزه مردم خاطرات روزه اولی خود را برای ما بازگو می‌کنند. کلیپ تیتراژ پایانی این برنامه نیز برگرفته از مناجات و دعای آل یاسین است که با یک ترجمۀ روان سروده شده است.

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: حمیدرضا عطارد
  • نویسنده: مریم سقلاطونی
  • تکنیک: زنده تركیبی
  • تعداد قسمت: ٣٠
  • مدت: ٧٠ دقیقه‌ای
  • کشور سازنده: جمهوری اسلامی ایران
  • سال ساخت: 1395
  • تهیه شده در: شبكه كودك و نوجوان، كانال نهال

نظرهای شما (142 نظر)

  • سه شنبه, 22 تیر 1395 ساعت 12:44 ارسال شده توسط آوا

    اي بابا چه وعضشه ؟؟؟
    همش گروهات رو لغو ميكني؟؟؟؟

  • سه شنبه, 22 تیر 1395 ساعت 11:11 ارسال شده توسط لطیفه

    این گروه لغو کامل شد

  • دوشنبه, 21 تیر 1395 ساعت 22:32 ارسال شده توسط ستایش

    سلام لطیفه در این گروه چه فعالیتی انجام میشه ؟

  • دوشنبه, 21 تیر 1395 ساعت 12:05 ارسال شده توسط لطیفه٭٭٭٭٭سرگروه٭٭٭٭

    ممنون آوا دستت خسته شد

  • یکشنبه, 20 تیر 1395 ساعت 17:30 ارسال شده توسط آوا

    تورایم کنون گر بخواهب مرا



    وقتی قسمتی از شب گذشت و ستاره شِعرای یمانی بر آسمان ظاهر شد. ( شعرای یمانی درخشنان ترین ستاره آسمان است و به سبب درخشندگی ، مورد پرستش ملل قدیم بوده است . ) صدای دو نفر در خوابگاه رستم شنیده می شد که آهسته و پنهانی با هم حرف می زدند . یکی از آنها غلامی بود که شمعی خوشبو در دست داشت که بالای سر رستم آمد و در پشت پرده دختری زیبایی ایستاده بود که گویی از خاک آفریده نشده و تنش جان بود و روانش خرد .( ترکیبی از جان و خرد بود . توجه داشته باشید که به اعتقاد قدما روان یا نفس آدمی ، جاودانی است و بعد از مرگ تن ، به جای می ماند و از میان نمی رود . )



    روانش خرد بود و تن جان پاک تو گفتی که بهره ندارد ز خاک



    چون رستم آن دختر زیبا روی را بالای سر خود دید متعجب شد و نام خداوند را به زبان آورد . ( نظیر آنچه در امروز می گوییم ماشاء ا... ) از او پرسید « نام تو چیست؟ در این موقع شب اینجا چه می خواهی ؟ و مقصود تو از آمدن به اینجا چه می باشد ؟

    روی پاسخ داد « من تهمینه هستم اما گویی از عشق تو به دو نیم شده ام و تنها دختر شاه سمنگان هستم . همچنان که بیماران با سحر و افسون پزشکان از درد و آزار آسوده می گردند ، شیران و پلنگان در برابر افسون و جاذبه من درّنده خویی خود را که همچون درد و بیماری از آثار نیروهای اهریمنی است ، رها کرده، رام و آرام می شوند . ( در روزگار قدیم ، پزشکی با اوراد و ادعیه خاص همراه بود که در بین عوام به آسانی صورت جادوگری و افسونگری به خود گرفته و تسخیر ارواح موذی و دفع گزند از راه افسون و نیرنگ مبدّل شده است . )

    من همسری همطراز خود ندارم زیرا دختری به زیبایی من در جهان کم هست . تا حالا نامحرمی چهره و صدای من را ندیده و نشنیده است .

    کس از پرده بیرون ندیده مرا نه هرگز کس آوا شنیدی مرا

    داستان زندگی تو را که چون افسانه باور نکردی بود زیاد می شنیدم . که تو از شیر و دیو و نهنگ و پلنگ هیچ نمی ترسی و بسیار چابک و سریع هستی . در شبی تاریک به سمت کشور توران حرکت می کنی و بعد از گردش در آنجا با خیالی آسوده استراحت می کنی و می خوابی . ( کشور توران با ایران ، خصومت و دشمنی دیرینه ای داشت ) . به تنهایی بعد از شکار یک گوره خر آن را کباب میکنی و می خوری . و در جنگ از دشمنانت آنقدر می کشی که هوا ( آسمان ) به حال آنها گریه می کند .

    به تنها یکی گور بریان کنی هوا را به شمشیر گریان کنی

    آن زمان که شیر و پلنگ گزر را در دست تو ببینند ( عازم جنگ باشی ) دل شیر و چنگ پلنگ پاره می شود . عقاب نیز وقتی شمشیر تو را برهنه ( بی غلاف ) ببیند ، از شکار کردند باز می ماند . نشان و اثر کمند تو بر گردن شیرها پیداست ( بر شیر ها غلبه داری ) و ابر از ترس نیزه تو خون می بارد . وقتی این داستان ها را درباره تو شنیدم ،حسرت و آرزوی دیدار تو را کردم و در جستجوی تو بودم که خداوند نصیب کرد به این شهر بیایی و من تو را ببینم . اگر تو مرا بخواهی من از آن تو هستم . بجز این ( مورد ) مرغ در آسمان و ماهی در دریا مرا نمی بیند ( سراسر وجودم از آن توست و هیچ چیز و هیچ کس در آسمان و زمین مرا ندیده و نخواهد دید )

    تورایم کنون گر بخواهی مرا نبیند جزین مرغ و ماهی مرا

    به سه دلیل به نفع توست که با من ازدواج کنی نخست آنکه با تمام زیبایی ، من عاشق تو هستم و عقل خود را فدای عشق تو کردم و دوم اینکه شاید خداوند پسری به من بدهد و آن پسر در مردانگی و نیرومندی همانند تو باشدو نصیب او خورشید و کیوان گردد . ( پهلوانی زورمند و دلیر گردد – کیوان مظهر شجاعت است ) و دلیل سوم آنکه ، قول می دهم بعد از ازدواج با تو ، تمام شهر سمنگان را برای پیدا کردن اسب تو زیر پا بگذارم .»

    وقتی رستم سخنان آن زیبا روی را شنید و از هر دانشی نزد او چیزی یافت ( او را با علم و کمالات یافت ) و او را به پیدا کردن رخش مژده داد ، عاقبت کار خود را جز شادی و خوشی و فرخندگی ندید . دستور داد تا روحانیی شایسته و کاردان تهمینه را ازشاه سمنگان خواستگاری کند. ( کار بصورت سنتی و مطابق رسوم انجام گیرد )

    زمانیکه شاه این خبر را شنید همانند یک سرو بلند ، خرم و شاد شد و از شادی و خوشحالی زیاد ، سکه های بسیاری در بین مردم شهر پخش کرد و به رستم بخاطر این تصمیمش تبریک گفت و او را تحسین کرد و برای آنان دعای خیر کرد که سر بدخواهان شما از تن کنده باشد .

    بعد از بسته شدن پیمان ازدواج تهمینه و رستم توسط روحانی کاردان ، اولین شب زندگی مشترک آن دو گویا طولانی ترین شب زندگی آنان بود .

    وقتی از خواب بیدار شدند رستم مهره مشهوری که همیشه بر بازوی خود میبست را به تهمینه داد و به او گفت « اگر صاحب دختری شوی این مهره را در طالع خوب و فال خورشید ( روشنی بخش ) به گیسوی او بدوز . اگرچه پسری به دنیا آوردی نشان پدر را به بازوی او ببند تا او را بشناسم . پسری که از نظر قامت همانند سام باشد ( سام پهلوان ایرانی و از نواده گرشاسب ، پدر زال و جد رستم است ) و از نظر اخلاق ، خویی جوانمرد و بخشاینده دارد . او عقاب را در حال پرواز از آسمان به زمین می آورد و آفتاب نمی تواند بر او تند بتابد . ( آفتاب با آن عظمت بر او سلطه ندارد )

    بعد از آن ، پادشاه به نزد آنان آمد و به رستم مژده پیدا شدن رخش را داد و او را شادمان کرد . وقتی رستم رخش را دید با دست او را نوازش کرد و بر روی او زین نهاد و بخاطر پیدا شدن رخش باشکوه و مهربانی های شاه سمنگان ، شاد شد .

    بیامد بمالید و زین بر نهاد شد از رخش رخشان و از شاه شاد
    داستان هاي شاهنامه

  • شنبه, 19 تیر 1395 ساعت 10:49 ارسال شده توسط لطیفه٭٭٭٭سرگروه٭٭٭٭

    بچه ها ببخشید چند وقت نبودم

    لطفا به اینجا سر بزنید

  • شنبه, 19 تیر 1395 ساعت 09:49 ارسال شده توسط محمدی

    سلام و عرض خسته نباشید
    من پدر سارا 9 ساله از تهران هستم.خیلی خیلی خیلی از برنامتون راضی هستم چون کمک بزرگی به من کرد تا بتونم سارا خانم رو سحرها بیدار نگه دارم.هم فضای برنامه هم دکور برنامه و هم بخش های مختلفی که در نظر گرفته بودید عالی بود.امیدوارم شبکه کودک از برنامه های زنده این تیپی بیشتر برای ارتقای سطح فکری کودکان ما فراهم کند تا اینکه همیشه پخش انیمیشن
    با تشکر فراوان ن ن ن ن ن ن ن ن

  • پنج شنبه, 17 تیر 1395 ساعت 18:55 ارسال شده توسط لطيفه

    بچه ها عضوين

  • سه شنبه, 15 تیر 1395 ساعت 18:03 ارسال شده توسط اذین 22 ساله از تهران

    سلام خدمت نهال های عزیز
    این برنامه بسیار زیبا وخاطره انگیزه مخصوصا دکور زیبای استودیو مرا به گذشته های شیرینم میبرد به ویژه قسمت خانم هاشمی عزیز از شما سپاس گذارم که خاطرات فوق العاده گذشته را برایم تداعی نمودید

  • سه شنبه, 15 تیر 1395 ساعت 04:50 ارسال شده توسط ارمیا ـ 3 سال ـ قم

    سلام
    طاعات شما قبول درگاه حق و تشکر از برنامه خوبتون
    لطفا کلیپ «سلام به امام رضا(ع)» رو که بسیار زیبا و دلنشین هست رو برای دانلود روی سایت قرار بدین. ارمیای کوچولوی ما خیلی عاشق این کلیپه.

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.