دوشنبه, 21 فروردين 1396 ساعت 12:46

ماجراهای خانواده تراپ

نمره شما
(421 رای)
خانم ماریا کوچرا، دختر جوان 18 ساله یتیمی است که به تازگی به صومعۀ نونبرگ پیوسته، اما نمی‌تواند قوانین سختگیرانه و خشک صومعه را تحمل کند. برای همین پس از مدت بسیار کوتاهی از صومعه بیرون آمده و به عنوان معلم سرخانه به خانۀ کاپیتان تراپ منتقل می‌شود.
او قرار است فقط برای 9 ماه، تا زمانیکه «ماریا تراپ»، فرزند ناخوش آقای تراپ که به مدت 2 سال است به بیماری سختی مبتلا و ضعیف شده بهبودی کامل خود را بدست آورد و بتواند به مدرسه برود در آنجا کار کند. آقای فون تراپ، کاپیتان نیروی دریایی است که 7 فرزند دارد. «هدویگ»، دختر مو قهوه‌ای و «روپرت»، پسر مو زرد بزرگترین فرزندان آقای تراپ هستند که در دورۀ دبیرستان تحصیل می‌کنند. «ورنر» با موهای قهوه‌ای پسر کوچکتر خانواده، در کلاس چهارم است. ماریا، دختر مو طلایی 8 ساله و «یوهانا»، دختری با موهای لوله‌ای نارنجی‌رنگ که در کلاس اول درس می‌خواند زیر نظر ماریا کوچرا آموزش می‌بینند. «مارتینا» دختر 5 ساله و «آلگاته» دختر کوچولوی 3 ساله کوچکترین فرزندان خانواده شاگردان دختر جوانی به نام «کلارین» هستند. آنها به همراه خانم «ماتیلدا»، مسئول خانه و «هانس»، خدمتکارشان در خانۀ بزرگی زندگی می‌کنند.
«آگاتا وایتهد» همسر کاپیتان تراپ، در سال 1922 مبتلا به تب مخملک شد و از دنیا رفت. فرزندان آقای تراپ که از سختگیری ارتشی‌وار پدر و عدم محبت کافی از جانب او در وضعیت نامناسب عاطفی به سر می‌برند، از اینکه می‌بینند هر معلمی که به خانه وارد می‌شود بدون توجه کافی به آنها سعی می‌کند موقعیت خود را استحکام بخشد به ستوه آمده و با عصبانیت درونی که از همه آنها در وجودشان به دل گرفته‌اند به آزار و اذیت معلمین می‌پردازند و باعث می‌شوند که هیچ‌کدام از آن معلمان بیش از چند روزی در آن خانه نماند. پیش از اینکه ماریا کوچرا به خانۀ تراپ وارد شود 25 معلم که هرکدام بیش از 2 ماه دوام نیاوردند این مسئولیت را به عهده داشتند؛ اما ماریا با سماجت و علاقۀ فراوان نسبت به کار، نهایتِ تلاش خود را بی‌هیچ چشم‌داشتی می‌کند. او خیلی زود عاشق هر هفت بچۀ خانواده تراپ می‌شود و با اینکه فقط مسئولیت دو تا از بچه‌ها به او سپرده شده اما ناخودآگاه و تنها بخاطر علاقۀ بی‌حدّش در سایر امور مربوط به دیگر بچه‌ها نیز دخالت می‌کند. ماریا و یوهانا که به روح پر از مهر و محبت این معلم جدید پی برده‌اند اولین بچه‌هایی هستند که نه تنها با او ناسازگاری نمی‌کنند، بلکه در هر زمان که می‌توانند همکاری زیادی با معلم خود دارند. ماریا با عشق و محبت قلبی خود، همۀ بچه‌ها را جذب خود می‌کند. حتی آقای فون تراپ که فکر می‌کند عاشق «بارونس» است کم‌کم به عمق وجود ماریا پی می‌برد...
سریال انیمیشن «ماجراهای خانواده تراپ» Trapp Family Story با کمی تغییرات در داستان اصلی ساخته شده است، اما نام کودکان و آوای موسیقی آن در نسخۀ اصلی کاملاً بر اساس داستان واقعی است. همچنین براساس این داستان چندین فیلم و مجموعۀ تلویزیونی ساخته شده که مشهور‌ترین آن فیلم سینمایی «اشک‌ها و لبخندها» با نام اصلی «آوای موسیقی» The Sound of Music است. داستان خانوادۀ تراپ، براساس خاطرات واقعی ماریا Maria von Trapp ساخته شده است. ماریا هرگز قصد نوشتن چیزی راجع به زندگی خود نداشت. او برای اینکه به یکی از دوستانش ثابت کند که نویسنده خوبی نیست، چند صفحه‌ای از خاطرات خود را می‌نویسد. گرچه او خود نیز از این استعداد ذاتی‌اش غافل بود، چرا که خیلی زود کتاب خاطرات «ماریا آگوستا فون تراپ» Maria Augusta von Trapp که در سال 1949 منتشر شد یکی از پرفروش‌ترین خاطرات دنیا شد.

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: Kozo Kusuha
  • نویسنده: Maria von Trapp, Ayo Shiroya
  • موسیقی: Carmelo Carucci
  • تکنیک: سل انیمیشن
  • تعداد قسمت: 40
  • مدت: 24 دقیقه‌ای
  • کشور سازنده: ژاپن
  • سال ساخت: 1991
  • شرکت سازنده: Nippon Animation

نظرهای شما (307 نظر)

  • دوشنبه, 29 خرداد 1396 ساعت 16:35 ارسال شده توسط خدیجه ( جولیا )

    عسل جون درکت می کنم آخه می دونی من 4 تا گروه عضوم
    یکیش که گروه خودم تو عناصره سه تای دیگه گروه های تو و بارانا و آجی آرام.بخاطر همین شاید فعالیتم در این گروه یه ذره کم ولی من سعی خودمو می کنم تا در تمام گروه ها فعال باشم.

  • دوشنبه, 29 خرداد 1396 ساعت 11:04 ارسال شده توسط خدیجه ( جولیا )

    بچه ها یادم رفت که بهتون بگم این گروه عناصر کاملا دخترانه است.

  • دوشنبه, 29 خرداد 1396 ساعت 10:55 ارسال شده توسط خدیجه ( جولیا )

    جواب نظرسنجی صوفیا جون
    بازیگری و معلمی
    ........................
    بعد بچه ها یادتون نره به گروهم در عناصر بیاین.اونجا لقب چند تا بیشتر نیست. بخاطر همین شما میتونید از هر برنامه ای که دلتون میخواد لقب انتخاب کنید.اگر هم خواستید میتونید همون چند تا لقب اونجا رو هم بگیرید.

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 20:19 ارسال شده توسط

    محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم.

    مسعود: پس چرا من این قدر ماهی می خورم، شنا یاد نگرفته ام.

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 18:38 ارسال شده توسط عسل❤❤❤مارتینا❤❤❤سرگروه

    صوفیا جون من میگم سایر موارد
    میخوام پزشک بشم ولی کار فرعی هم میخوام مجری بشم.
    بازیگری رو دوست ندارم ولی عاشق مجری گری ام.

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 17:42 ارسال شده توسط ارام♡الیزابت♡

    من به دو گزینه اول علاقه دارم صوفیا جون بیشتر به بازیگری اما از بانکداری خوشم نمیاد




    عسل جون من درس رو دوست دارم خیلی بهش علاقه دارم هیچوقت علاقه ام رو هم نسبت بهش از دست نمیدم

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 17:36 ارسال شده توسط ارام♡الیزابت♡

    جواب چیستان توپ بود ایول به همتون درست جوابشو دادین

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 17:35 ارسال شده توسط خدیجه ( جولیا )

    کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد ارزشی برای شانس قائل نیست.ضرب المثل ژاپنی

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 17:25 ارسال شده توسط خدیجه ( جولیا )

    بارانا جون این چند وقته نیستی حالا اگه اومدی لطفا به گروهم در صلحبانان بیا.اونجا منطقه آزاده هرچی دلت بخواد می تونی بزاری.

  • یکشنبه, 28 خرداد 1396 ساعت 17:22 ارسال شده توسط خدیجه ( جولیا )

    عسل جون و بارانا جون لطفا به گروهم در عناصر هم بیاید.

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.