دوشنبه, 10 ارديبهشت 1397 ساعت 13:37

والیبالیست‌ها

نمره شما
(61 رای)
سالن ورزشی والیبال امید، در محله‌ای افتتاح می‌شود که بچه‌های آن محله عاشق فوتبال هستند!

زمین خاکی محله توسط شهرداری تبدیل به یک سالن ورزشی شده و بچه‌های محله که به دنبال جای مناسبی برای بازی فوتبال بودند پس از افتتاح سالن متوجه می‌شوند که این سالن تنها یک زمین والیبال دارد. علی، آرش، رضا، امیر و شهروز که هیچ علاقه و شناختی نسبت به والیبال ندارند در ابتدا بی‌توجه به کاربری زمین برای والیبال تصمیم می‌گیرند در همان‌جا فوتبال بازی کنند که با مخالفت مسؤولان و نگهبان سالن مواجه می‌شوند. با گذشت زمان بچه‌ها آهسته آهسته به این ورزش علاقه‌مند شده و سعی می‌کنند آن را به صورت حرفه‌ای یاد بگیرند و قابلیت‌های مختلف خود را در گروه شناسایی کنند و همچنین همکاری و روابط دوستانة آنها قدرتی به تیم می‌بخشد که در نهایت برای انجام مسابقات آماده می‌شوند.

مجموعۀ «والیبالیست‌ها» برای گروه سنی کودک تولید شده است. «حسین مرادی‌زاده» کارگردان هنری قسمت‌های اول و دوم و «نیما رئوفی» کارگردان هنری قسمت‌های سوم و چهارم این مجموعه بوده‌اند.

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: مرضیه کاظم‌زاده ایرانشهر
  • نویسنده: راضیه کاظم‌زاده ایرانشهر
  • انیماتور: آرش احسان، نیما رئوفی، مشهود ولیان، فرید نصرت‌خواه، رضا هادیانی، اصغر امیری، علی عباسی، ندا محمدیان، الهه نقدلو، فرید منتظر، الناز فروهری، ملیکا پروین‌فام
  • موسیقی: دانیال استاد عبدالحمیدی
  • تکنیک: سه بعدی کامپیوتری
  • تعداد قسمت: 13
  • مدت: 12 دقیقه‌ای
  • کشور سازنده: جمهوری اسلامی ایران
  • سال ساخت: 1389
  • تهیه شده در: مرکز پویانمایی صبا

نظرهای شما (50 نظر)

  • چهارشنبه, 20 تیر 1397 ساعت 19:14 ارسال شده توسط هستی عشوریان-۱۲-تهران****شهروز****❤️❤️❤️سرگروه❤️❤️❤️

    اشکالی نداره گلی فکر می‌کنم تو یکی از نویسنده هایی باشی که از رو داستانات فیلم های علمی - تخیلی میسازن

  • چهارشنبه, 20 تیر 1397 ساعت 02:58 ارسال شده توسط زهرا معینی ۱۳ اصفهان

    باسلام به آجی هستی
    البته اگر مشکلی ندارد
    تا جایی که رمان شما را خواندم رمان بسیار عالی بود من خودم به همچین رمان هایی علاقه بسیاری دارم البته من هم رمان می نویسم ولی تمام رمان های من تخیلی و دور از ذهن می باشد و بی صبرانه منتظر رمان شما هستم بدرود

  • دوشنبه, 18 تیر 1397 ساعت 12:08 ارسال شده توسط هستی عشوریان -12 -تهران***شهروز***آریانا بخون لطفا

    آریانا جونممم
    میدونم نیستی تو نهال
    ببخشید عزیزم شمارتو نداشتم بهت زنگ بزنم
    بله گلی از تولدت حدودا دو هفته گذشته
    باور کن به یادت بودم
    تولدت مبارک

  • دوشنبه, 18 تیر 1397 ساعت 12:08 ارسال شده توسط هستی عشوریان -12 -تهران***شهروز***

    ادامه رمانم:
    *****
    تقریبا یه 8 سالی از شروع جنگ میگذشت. خواهر و برادرای بزرگتر بچه ها ازمون جدا شدن و هر کدوم راه خودشونو رفتن. بچه های کوچیکتر رو هم به خاله ها یا عمه هاشون سپردیم و 13 نفری پیش رفتیم. امیلی هم از ایتالیا بهمون پیوست و کل جهان رو به دنبال جای مناسبی برای زندگی طی کردیم. روژین خاطره تلخ مرگ والدینش رو فراموش کرد و یاد گرفت حرف بزنه. نزدیک مرز بلژیک، پرسون گفت: «بچه ها آلبوم بچگیامو پیدا کردم.بیاین ببینیمش.»
    گفتم :«ای کاش میتونستیم برگردیم ایران و تو سرزمین مادریمون زندگی کنیم.»امیلی با همون لهجه ایتالیایی خودش گفت:«ممکنه جنگ توی ایر ایران تموم شده باشه!»
    _صد بار گفتم بگو ایران نه ایر ایران!
    _راست میگه بیاین یه سری به ایران بزنیم
    پس راه افتادیم.هر جوری و به هر زحمتی که شده خودمونو به ایران رسوندیم.
    *****
    وقتی بعد از 8 سال وارد جایی میشی که تمام عمرتو اونجا بودی یه حس دیگه ای داره.انگار کشورت مثل دوستی میمونه که بعد از سال ها میبینیش و این حسی بود که ما موقع ورود به کشورمون داشتیم. قطره های اشکمون که روی خاک خرمشهر افتاد تازه فهمیدم دوست داشتن چه معنایی داره.مثل بوی باران لطیفه
    پایان

  • یکشنبه, 17 تیر 1397 ساعت 16:45 ارسال شده توسط هستی عشوریان -12 -تهران***شهروز***

    هلما و شیلا توجه کنین:
    ربکا ازمون خواسته بریم تو گروهش توی معما های بزرگ پو ار او و مارپل زود باشین برین که منتظرتونم

  • شنبه, 16 تیر 1397 ساعت 16:19 ارسال شده توسط هستی*****شهروز*****❤️❤️❤️سرگروه❤️❤️❤️

    من برگشتمممم
    سانیا جونم عضوی سر لقبتم باید با شیلا توافق کنی
    اجازه میدی دوستت باشم گلی؟
    شیلا جونم ممنون که مراقب گروه بودی و هلما مرسی که قولی که دادی یادت بود
    به زودی در این مکان ادامه داستان نصب می گردد

  • سه شنبه, 12 تیر 1397 ساعت 16:44 ارسال شده توسط شیلا****علی****

    سانیا جونم هستی یه مدت نیست ولی عضوی عزیزم جانشینشم من
    علی مال منه ولی میتونی یه ۲ بزاری کنارش البته من مشکلی ندارم که جفتمون علی باشیم

  • پنج شنبه, 07 تیر 1397 ساعت 18:31 ارسال شده توسط هلما********آریا********

    بچه هااااااااااا!
    زود بیاین دیگه به سرگروه قول دادیم بیایما

  • دوشنبه, 04 تیر 1397 ساعت 18:02 ارسال شده توسط سانیا_Love Hinata_Love Rioma_سرگروه گل های شاداب/بچه شیطون/بچه های کاراته کار

    هستی میتونم عضو شم؟
    لقبم علی ه
    باشه؟

  • پنج شنبه, 31 خرداد 1397 ساعت 15:46 ارسال شده توسط هستی عشوریان-۱۲-تهران********شهروز********❤❤❤سرگروه❤❤❤

    من یه مدت نیستم بچه ها فعال باشین تو گروه

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.