یکشنبه, 18 فروردين 1392 ساعت 16:40

برندگان کوچک

نمره شما
(5436 رای)
داستان این مجموعه در مورد مسابقات ماشین بازی است که توسط شرکت تامیا برای نشان دادن قابلیت‌های خاص ماشین‌های اسباب‌بازیِ ساخت این شرکت برگزار می‌شود.

در این سری مسابقات که به نام رقابت‌های WGP معروف است و توسط شرکت TRF (تامیا) مابین ماشین‌های اسباب‌بازی برگزار می‌شود، تیم TRF victory  یکی از برجسته‌ترین تیم‌هاست. در این تیم «رتسو سیبا» کاپیتان است. او 11 سال دارد و در کلاس پنجم درس می‌خواند. «ریکو» برادر کوچک رتسو نیز که در کلاس چهارم است در همین تیم به رقابت می‌پردازد. اگرچه رتسو بهتر از برادرش می‌تواند به اخلاقش مسلط شود، اما به هرحال درمقابل افراد جدید مسابقه از خود برخورد خوبی نشان نمی‌دهد. او همیشه کلاه سبزی به سر می‌گذارد که مشخصۀ ظاهری اوست. اما بقیۀ چیزها مثل رنگ موها، دستکش، لباس، و حتی «سونیک» ماشین انعطاف‌پذیرش نیز همگی قرمز هستند.

ریکو دومین شخصیت اصلی این مجموعه، 1 سال از برادر خود کوچکتر است و در کلاس چهارم درس می‌خواند. ریکو کمی عجول و بی دقت است. معمولاً عینکی بر پیشانی دارد. رنگ اصلی‌اش آبی است: موها، چشم‌ها، دستکش، چکمه و حتی «ماگنوم» ماشین پیچیده‌ و پرسرعتش هم که به هیولای سرعت مشهور است به رنگ آبی است.

«ریو» و برادرش «جیرومارو» نیز از دیگر اعضای تیم TRF victory هستند. وقتی برای اولین بار ریو برادران سیبا را دید بلافاصله رقیب آنها شد، بخصوص رقیب ریکو، اما بعدها آنها باهم دوست شدند و او هم به گروه TRF victory پیوست.

مجموعۀ «برندگان کوچک» با نام اصلی Bakuso Kyodai Let's & Go!! بر اساس کتاب‌های کمیک ژاپنی (مانگا) که در 13 جلد توسط «تتسوهیرو کوشیتا» نوشته و تصویرگری شده بود تولید شده است. سه فصل 51 قسمتی از این مجموعۀ تلویزیونی ساخته شده که تولید آن در سال‌های 1996 تا 1999 به طول انجامید. همچنین بر‌همین اساس چندین بازی کامپیوتری نیز طراحی و ساخته‌شد. 

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: Tetsuro Amino, Aoyama Hiroshi, Hishikawa Naoki,…
  • نویسنده: Tetsuhiro Koshita, Katsuhiko Chiba, Hiroyuki Hoshiyama,…
  • انیماتور: Natsuki Egami, Kôji Fukasawa, Toshiya Furuike, Hitoshi Haga, Tarô Ikegami,…
  • تکنیک: دو بعدی
  • تعداد قسمت: 36
  • مدت: 23 دقیقه‌ای
  • کشور سازنده: ژاپن
  • سال ساخت: 1996
  • تهیه شده در: XEBEC

رسانه

نظرهای شما (2699 نظر)

  • شنبه, 29 مهر 1396 ساعت 16:15 ارسال شده توسط ادریا قدوسی 11 ساله از تهران

    مدل مد روز زاغ و روباه:یک روزکلاغی بالای یک درخت پیتزا فروشی میزند و یک پیتزا را زیر بغل خود می زند و روباه می اید و می گوید:( چه دمی چه بالی عجب پرهای خفنی !!) اما کلاغ می گوید :( ان دفعه مرا گول زدی کلاس سوم بودم الان لیسانسه هستم). و روباه می گوید :( پس همین شد که بال هایت ریخت!!) و کلاغ بال هایش را باز کرد که ببیند و پیتزا دهن روباه افتاد و روباه گفت:(اون وقت من لیسانسه بودم الان استاد دانشگاه ام

  • جمعه, 28 مهر 1396 ساعت 22:57 ارسال شده توسط صـــــــــــsadafـــــــــــدف ( سرگروه باخانمان )

    پریا جون شما رمان زیاد میخونی
    نه معلومه
    کلاس هفتمی نه
    یه سال ازم بزرگتری
    من ششمم
    تازه به نهال اومدم

  • سه شنبه, 25 مهر 1396 ساعت 18:39 ارسال شده توسط صدف ( سرگروه باخانمان )

    بچه ها از همتون دعوت میکنم
    به گروه بزرگ قهرمانان تنیس بیاید
    بدون سرگروهه
    و همه میتونن بقیه رو عضو کنن
    پس بیاین
    ♥ دوستون دارم ♥

  • شنبه, 22 مهر 1396 ساعت 11:18 ارسال شده توسط صدف ( سرگروه باخانمان )

    ممنون سارا جون عضوم کردید
    ....................
    پریا جون ( میشه بهت بگم آجی )
    ممنون درخواستمو قبول کردی
    حالا یه بیوی کوتاه یزارم
    خدیجه هستم با اسم مستعار صدف قبلا دریا بود
    13 سالمه کلاس ششم
    متولد 84/7/4 هستم
    در شهر شیرگاه زندگی میکنم
    به شدت استقلالیم
    در حدی که دیروز خونه رو گذاشتم رو سرم
    دیگه چیزی یادم نمیاد
    فعلا

  • دوشنبه, 17 مهر 1396 ساعت 13:50 ارسال شده توسط سارا*رتسوسیبا*

    صدف جون سلام
    عضوی گلم امیدوارم دوست های خوبی برا هم دیگه باشیم
    سر گروه مهتاب هست منم تا وقتی مهتاب بر گرده با کمک ربکا و بقیه آجی ها گروهو براش اداره میکنم

  • یکشنبه, 16 مهر 1396 ساعت 14:54 ارسال شده توسط مهرنوش

    عشقم ربکا

  • یکشنبه, 16 مهر 1396 ساعت 13:20 ارسال شده توسط ❤☆¤زهرا¤☆❤

    اجی رویا قرار شد موقتا سرگروهش شم‌ تا دوباره شلوغ
    شه قرار نبود که سرگروه داشته باشه
    همین...
    اجی‌ واقعا میخوای بری؟
    نرووووو...

  • شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 14:40 ارسال شده توسط پریا میساکی(توموکو)

    ﭘﯿﺮﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺷﻐﻠﺶ ‌ﺩﺍﻣﺪﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﻧﻘﻞ ﻣﯿﮑﺮﺩ:
    ﮔﺮﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﺗﺎﻗﮑﯽ ﺩﺭ ﺁﻏﻞ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻣﺎ ﺯﺍﯾﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺳﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﺗﻮﻟﻪ
    ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﻭﺍیلِ ﮐﺎﺭ، ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﻣﺨﻔﯿﺎﻧﻪ ﻣﺮﺗﺐ ﺑﻪ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺁﻣﺪ ﻣﯽﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺶ ﻣﯿﺮﺳﯿﺪ!
    ﭼﻮﻥ‌ ﺁﺳﯿﺒﯽ ‌ﺑﻪ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻧﻤﯿﺮﺳﺎﻧﺪ
    ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺗﺮﺣﻢ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ‌ﺣﯿﻮﺍﻥ ﻭ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺶ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻧﮑﺮﺩیم.
    ﻭﻟﯽ ‌ﮐﺎﻣﻼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﻧﻈﺮ ﺩﺍﺷﺘﻢ.
    ﺍﯾﻦ ﻣﺎﺩﻩ ﮔﺮﮒ ‌ﺑﻪ ‌ ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺑﺎﺭ ﻣﺮﻏﯽ، ﺧﺮﮔﻮﺷﯽ‌، ﺑﺮﻩﺍﯼ
    ﺷﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ‌ﻣﺼﺮﻑ ‌ﺧﻮﺩ ﻭ ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺶ ‌ﻣﯽﺁﻭﺭﺩ...
    ﺍﻣﺎ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ‌ﺭﻓﺖ‌ ﺁﻣﺪ ‌ﺍﻭ ﺍﺯ ﺁﻏﻞ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ‌ﺑﻮﺩ، ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺘﻌﺮﺽ
    ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ‌ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺸﺪ!!
    ﻣﺎ ﺩﻗﯿﻘﺎً ﺁﻣﺎﺭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ‌ﻭ ﺑﺮﻩﻫﺎﯼ ﺁﻧﻬﺎ ‌ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﻭﮐﺎﻣﻼً ﻣﻮﺍﻇﺐ
    ﺑﻮﺩﯾﻢ...
    ﺑﭽﻪﻫﺎ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺑﺰﺭﮒ ‌ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ.
    ﯾﮏﺑﺎﺭ ﻭ ﺩﺭ ﻏﯿﺎﺏ ﻣﺎﺩﻩﮔﺮﮒ، ‌ﮐﻪ ‌ ﺑﺮﺍﯼ ‌ﺷﮑﺎﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺑﭽﻪﻫﺎﯼ ‌ﺍﻭ
    ﯾﮑﯽ‌ ﺍﺯ ‌ﺑﺮﻩﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﺸﺘﻨﺪ!
    ﻣﺎ ﺻﺒﺮﮐﺮﺩﯾﻢ، ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ‌ﭼﻪ ‌ﺍﺗﻔﺎﻗﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ؛
    ﻭﻗﺘﯽ ‌ﻣﺎﺩﻩﮔﺮﮒ ‌ﺑﺮﮔﺸﺖ ‌ﻭ ﺍﯾﻦ ‌ ﻣﻨﻈﺮﻩ ‌ﺭﺍ ﺩﯾﺪ، ﺑﻪ ‌ﺑﭽﻪﻫﺎﯾﺶ ﺣﻤﻠﻪﻭﺭ
    ﺷﺪ؛
    ﺁﻧﻬﺎ ‌ﺭﺍ ﮔﺎﺯ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺰﺩ ﻭ ﺑﭽﻪﻫﺎ ‌ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ می‌کردند ﻭ ﺟﯿﻎ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻧﺪ ‌ﻭ ﭘﺲ‌ ﺍﺯ ﺁﻥ ‌ﻧﯿﺰ، ‌ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ‌ﺁﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺍﺯ ‌ﺁﻏﻞ ‌ﻣﺎ ﺭﻓﺖ...

    ﺭﻭﺯ ﺑﻌﺪ، ﺑﺎ ﮐﻤﺎﻝ ‌ﺗﻌﺠﺐ ‌ﺩﯾﺪﯾﻢ، ﮔﺮﮒ، ﯾﮏ ‌ﺑﺮﻩﺍﯼ ﺷﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ
    ﻧﮑﺸﺘﻪ ‌ﻭ ﺯﻧﺪﻩ ‌ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺁﻏﻞ ‌ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ‌ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ و ‌ﺭﻓﺖ!»

    ﺍﯾﻦ ‌ﯾﮏ ‌ﮔﺮﮒ ‌ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺎ ﺳﻪ ﺧﺼﻠﺖ:
    ﺩﺭﻧﺪﮔﯽ، ﻭﺣﺸﯽﺑﻮﺩﻥ ﻭ ﺣﯿﻮﺍﻧﯿﺖ
    ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﻣﯿﺸﻮﺩ.
    ﺍﻣﺎ ﻣﯿﻔﻬﻤﺪ، ﻫﺮﮔﺎﻩ ﺩﺍﺧﻞ ‌ﺯﻧﺪﮔﯽ ‌ ﮐﺴﯽ ﺷﺪ ﻭ ﮐﺴﯽ ‌ﺑﻪ ‌ﺍﻭ ‌ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﺍﺩ ﻭ
    ﺍﺣﺴﺎﻥﮐﺮﺩ، ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ ‌ﻧﮑﻨﺪ.
    ﻭ ﺍﮔﺮ ﺿﺮﺭﯼ ﺑﻪ ‌ﺍﻭ ﺯﺩ، ‌ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻧﻤﺎﯾﺪ!

    ﻫﺮ چیزی ﺭﻭ ﻣﯿﺸﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩ،
    ﺟﺰ ﺫﺍﺕ ﺧﺮﺍﺏ...

  • شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 14:34 ارسال شده توسط پریا میساکی(توموکو)

    معرفی رمان:
    بچه ها یه رمانی هست به اسم آینه زمان.
    4 فصله و ژانرش تاریخی و کمی طنزه.
    به نظر من خیلی جالبه.
    با یه سرچ کوچولو توی نت میتونید بیشتر اطلاعات کسب
    کنید.
    درباره زندگی چهارتا باستان شناس هست که یه آینه ای
    میخرن و توش به زمان پادشاهای گذشته(تمدن ایلامی-
    هخامنشی-سلوکی-اشکانی)سفر میکنن.
    بخونیدش...قشنگه

  • شنبه, 15 مهر 1396 ساعت 14:26 ارسال شده توسط پریا میساکی(توموکو)

    صدف جونم خوشحال میشم باهات دوست بشم آجی♥♡

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.