دوشنبه, 26 شهریور 1397 ساعت 15:57

کلیپ‌های نی‌نوا- قصه هجران

نمره شما
(1 رای)
قصه هجران مگو بابا که می‌میرم زهجرانت
وقت رفتن شد پدر، بنشین و بنشانم به دامانت
جان بابا کن نوازش، لحظه‎ای گیرم در آغوشت
می‌روی میدان چه مقصود؟ ای پدر جانم به قربانت
 
رفتن میدان پدر جان
قصه عشق است و ایمان
در جدال با ستمگر
بحر محو ظلم و طغیان
 
بگذرم ای جان بابا، از سر و جانم
 
جان بابا سوی این صحرا دمی آهسته تر
می‌روی میدان پدر، آید زهر سویی خطر
جان بابا ثانی حیدر، علی اکبر چه شد
آن عموی باوفا، عباس آب آور چه شد
 
همرهان رفتند و من زار و پریشانم
 
کودک شش ماهه اصغر
گشته همچون غنچه پرپر
از عمو دیگر مکن یاد
آرزویش رفته بر باد
 
بیش از این زاری نکن، ای نور چشمانم!
 
بوسه زد بر دخترش مولا حسین و او به تنهایی
عازم میدان خون شد با دل پرشور و شیدایی
از کنار خیمه‌ها بُگذشت و می‌رفت آن سوی میدان
ناگهان از خواهرش بر گوش آن شه آمد آوایی:
 
باز آی و برادر جان
ای تشنه لب مهمان!
در سینه مرا باشد
یک راز نهان، ای جان!
 
هنگام وداع زینب، آن شیر زن والا
از جان به تماشا شد، بر قامت آن مولا
رفت از بر زینب چون، آن سرو سهی بالا
در خیمه ز هجرانش،  شد محشر کُبرایی

اطلاعات تکميلي

  • کارگردان: رضا شهبازی
  • شاعر: احمد محبی
  • مدت: 4 دقیقه و 25 ثانیه
  • کشور سازنده: جمهوری اسلامی ایران
  • تهیه شده در: مرکزآوای انقلاب اسلامی و بسیج صداو سیما

رسانه

نظر شما درباره این برنامه

لطفا فقط درباره این برنامه نظر دهید و از ارسال نظر تکراری هم خودداری کنید.