اپلیکیشن شبکه نهال
دریافت نسخه اندروید

نهال

نهال

دونه تو خاک خوابیده بود خواب یه دشتو دیده بود یه دشت پر گل و قشنگ پروانه‌هاش رنگ و وارنگ   دونۀ ما که تنها بود همش به فکر فردا بود دلش می‌خواست بیرون بیاد قد بکشه خیلی زیاد   زمینِ دشت مهربون آب و غذا رو داد به اون گرمای خورشید از بالا قلقلکش می‌داد حالا   خندید و پوستش ترکید از تو زمین گردن کشید گُلای دشت سبزو دید آخر به آرزوش رسید

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها