اپلیکیشن شبکه نهال
دریافت نسخه اندروید

دم‌جنبونک‌ها

دم‌جنبونک‌ها

یک زوجِ جوان انقلابی در خانه‌ای دیوار به دیوار کلانتری زندگی می‌کنند. آنها برای فراری دادن «امیر» که در این کلانتری زندانی است نقشه می‌کشند.

معرفی برنامه

«آیه» در دفتر خاطراتش از ترس و دلهره‌هایش می‌نویسد. او همۀ مشکلات و خواسته‌های همسرش «روزبه» را قبول می‌کند. مسئولیت رساندن نامه‌ها و اعلامیه‌ها با آیه است. همسایگی با پاسگاه کلانتری او را بسیار می‌ترساند. آیه جمعه‌ای را به یاد ‌می‌آورد که به دست مأمورین افتاد و حالا بعد از چند سال جمعۀ سیاه دیگری رسید و عدۀ بسیاری از مردم کشته و یا دربند شدند و این موضوع اضطراب آیه را بیشتر کرده است. او از این می‌ترسد که آنها هم مثل امیر توسط خبرچینان، به مأمورین ساواک معرفی شده و دستگیر شوند تا اینکه یکی از دوستان سابق امیر و روزبه، یعنی «اصغر محتشم» وارد داستان می‌شود...

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها