رفیق دلشکستهها، اومدی تو دلم نشستی
مرحوم دربندی میگفت امام حسینِ شمرم هستی
هزار سالم بگذره نمیشم از این جمله خسته
میگم دوسِت دارم حسین، از زیر یک قبر شکسته
اگه پیر شدم و جوهرهی صدام ضعیف شد
اگه ضریحت و تار دیدم و چشام ضعیف شد
با عصا میام فقط بذار کربلا بیام
یادته آقا کرب و بلای جوونیام
مُرده و زندم میمیره برات...
ابی عبدالله جونم به فدات...
من و گناه از تو گرفت
تو که نگاهت معجزه داره
منو بغل بگیر حسین
امشب زیارت مزه داره
قبول کردی بی کسم
نباشی قلبم بی پناهه
ما خونهمون تا کربلا
قد یه سلام راهه
آقای مهربون تو با خدا چیا میگفتی
آره زخم زبون میخوردی و اما میگفتی
شاید که دل سنگ کسی رو نرم کردم
شاید که تنور خونهای رو گرم کردم
تو هوای تو دلم همش بی قراره که
کربلای تو خداحافظی نداره که